تبليغاتX
بغض های قدغن -

بغض های قدغن

دلم را خوش کرده ام روزی ، جایی ، در خلوتی از سکوت ، دور از نگاه نامحرمان شاید که دوستم داشته باشی!!!

نمی دونم این چت کردن با هندی ها چه صیغه ای بود که خودم رو انداختم تو دردسر !!!! کلا ۲ بار رفتم تو روم و با ۲ نفر آشنا شدم یکیشون مسلمون بود هیچی ! اون یکی چون هندو بود و منم کنجکاو درمورد دینش !!! صحبتمون همچنان ادامه داشت  !!!!! می دونی چی شده ؟!!!! طرف تمایل پیدا کرده با من ازدواج کنه !!  اصرار هم داره هر چه زودتر برم هند !!!  ( بیچاره حالش وخیمه ! )اولش می گفت دوستت دارم اگه ایرانی بود بهم بر می خورد ولی چون به خیال خودم اتفاق خاصی قرار نبود بیافته حساسیت نشون ندادم ! ولی من چون کلا گوشم از این حرفها پره خیلی برام اهمیت نداشت یه تنک یو می گفتم و بقیه سوالام رو می پرسیدم ! دیشب می گفت اگه نمیای پس من میام ایران !  بهش گفتم تو هندو هستی ! ( منم به ظاهر مسلمون ! ) من نمی تونم با تو ازدواج کنم ! می خواد مسلمون بشه  ! عکستو براش فرستادم گفتم من تو رو دوست دارم !!! گفت اونم دوستت داره ؟!!! چرا نشد دروغ بگم ! گفتم نه دوستم نداره ! گفت من دوستت دارم پس با من ازدواج کن  انقدر حرفای عاشقانه برام بلغور کرد که دیگه داشتم بالا می آوردم !  با تمام وجود آرزو کردم کاش تو به جای اون بودی تا از این کلمات لذت می بردم !

همه اینا فقط تقصیر توئه !! اگه دوستم داشتی اینجوری نمی شد !! تازه این پسره ۲۶ سالشه از تو جوونتره ! تاجر هم هست ! انقدر ازت حرصم گرفته که دلم می خواد با همین انگشتام خفت کنم ! با هر خواستگار جدید تا ۲ روز گریه می کردم ! می فهمی ؟ برات که مهم نیست می دونم ! فقط خواستگار هندی نداشتم که اونم خدا نصیب کرد ! هندی ها رو دوست داشتم چون تو هم شبیه هندی ها هستی ! خیلی ها می گن !!

با اینکه از شریعتی خوشم نمیاد ولی مجبورم این حرفشو زیر سیبیلی رد کنم !!!

دنیا را بد ساخته اند...! کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست دارد، تو دوستش نمی داری. اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد.......... به این  رسم و آیین هرگز به هم نمی رسید !

چی بگم ؟ دوستت دارم لعنتی می تونی اینو بفهمی ؟!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 9:22 توسط غنچه