تبليغاتX
بغض های قدغن

بغض های قدغن

دلم را خوش کرده ام روزی ، جایی ، در خلوتی از سکوت ، دور از نگاه نامحرمان شاید که دوستم داشته باشی!!!

ابراهیم ! قطره های وجودم سرگشته دریای پر خروش مهرت گشته اند بنواز چنگ ترانه سازت را !

روح پروردگار در وجود نازنینت فرا می خواند مرا !

منم آن گمگشته دیار عشق ! غوغای آسمانت را آرزویم !

منم آن بت خسته دل ! آن پنجه تبر نوازت را آرزویم !

ابراهیم ! منم آن قربانی قربانگاه عشقت ! خراش خنجرت را آرزویم !

منم آن مرید سوخته جانت ، ای جان جانان ! پرنده حمایتت را آرزویم !

نه از ملکوتم ! نه از ملائک ! بگذار این یک مشت خاک عنصر وجودت را تکرار کند !

" لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، ان الحمد والنعمة لک والملک لاشریک لک لبیک "

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یلدا این شب اهورایی بر همگان مبارک باد

+ نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 2:6 توسط غنچه


زیبا ! چقدر وجودم سراب آغوشت را فریاد می کشد ! چقدر بوی حضورت نزدیک است ! در حضورت تکرار می شوم ! تکرار می شوم ! احیا می شوم ! احیا ...............

نمی دانی پاییز چقدر برایم تنفر انگیزست ! همیشه سرابهایم در لا به لای برگهایش تکرار می شوند ! چقدر هوای ابری کُشندست ! چقدر با باران بغض می کنم ! کاش باران نمی بارید ! چقدر سوز پاییزی خاطراتت را به رخم می کشد ! چقدر اینروزها یاد بابا می افتم ! همین روزها بود که این خزان لعنتی بابا را هم ازم گرفت ! چقدر پاییز سخت بود ! چقدر پاییز ها سخت بودند ! چقدر خستم ! چقدر ابریم ! چقدر دوستت دارم ! چقدر ....

انگار بوی آغوشت می آمد شاید در لا به لای سرابهایم گمت کردم !!!!!!!!

( شاید این آخرین دیدارمان باشد ! کاش در آخرین دیدارمان باران نبارد )

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 1:8 توسط غنچه |


aaya tere dar par ! bulaao mooje kee tara  bulaa barish  !!! tu hey kee tara zindagi ! kolo aj teraa  khirakei mann ! deko mera  mann !

agar main kahoon, mujhe tumse mohabbat hai meri bas yahi chaahat hai, to kyaa kahogi ?!!!!!

+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 14:36 توسط غنچه |